یکشنبه , ژوئن 28 2026

🖥 راننده افتخاری

🖥 راننده افتخاری

📝خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از پنجمین شب عزاداری ماه محرم، در جوار محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب؛ ١٤٠٥/٠٤/٠٤

▫️ راننده سرویس مدارس دخترانه بود. گفت: «وقتی دیدم مدرسه‌ها تعطیله، گفتم باید وَنَم به یه دردی بخوره.» از همان شب اول مبعوث‌شدن ملت، از راننده سرویس تبدیل شده بود به راننده خانم‌های محل. بیشتر از صد شب است که هر شب خانم‌های همسایه را سوار ماشین می‌کند و به محل تجمع می‌برد.

▪️ می‌گفت: «امشب که می‌خواستم بیام بیت، از همه‌شون قول گرفتم بدون من صحنه رو ترک نکنن. خیابون رو سپردم بهشون و اومدم اینجا.» مادرش به شوخی گفت: «بگو که چند بارم ماشینت خراب شده این وسط!» خانم راننده خندید و جواب داد: «بیشتر از ظرفیت ماشینم سوار می‌کنم. چند بارم مسئولین تجمع محل صدام کردن و می‌خواستن بهم پول بنزین و تعمیرات ماشینم رو بدن.» بعد با افتخار سرش را بالا گرفت و گفت: «قبول نکردم.».

📆 شماره ٢

رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh

   

دیدگاهتان را بنویسید