🖤 صندلیهای سبز
🔰 خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از پنجمین شب عزاداری ماه محرم، در جوار محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب؛ ١٤٠٥/٠٤/٠٤
▫️ نزدیک عروسی پسرش، رفته بوده سر مزار همسر شهیدش. میخواسته درددل کند و کمک بخواهد که یکهو آقا را میبیند. هر چه تلاش میکند، تیم حفاظت نمیگذارند نزدیک شود. بهسرعت نامهای مینویسد و از آقا خواهش میکند عقد پسرشان را برایشان بخوانند.
▪️ چند روز که میگذرد، نامهای از طرف بیت میآید در خانه. توی پاکت، چند تا تراول از طرف آقا بوده. آقا به خاطر شرایط نمیتوانستند عقد را بخوانند، اما دو نفر را از طرف خودشان فرستاده بودند برای جاریکردن خطبه عقد.
▫️ همسر شهید گفت: «خودشون از طرف بیت اومدن، چند ردیف صندلی سبز چیدن نزدیک مزار شوهرم. همونجا هم عقد پسرم رو خوندن.» آن عقد در بهشت زهرا، کنار همسر شهیدش و با همراهی عاقدهایی که از طرف آقا آمده بودند، برایش بهترین جشن عقد دنیا بود.
✍️ فاطمهالسادات شهروش
📆 شماره ١
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
اللهم عجل لولیک الفرج الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم










