🖥 سهم منور خانم
📝 خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از پنجمین شب عزاداری ماه محرم، در جوار محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب؛١٤٠٥/٠٤/٠٤
▫️ منورخانم، همسر شهید بود. ازش پرسیدم: «چه درسی از آقا توی زندگیتون گرفتید؟» جواب داد: «من از آقا پدری رو یاد گرفتم.»
▪️ اشک توی کاسه چشمهایش جمع شد و گفت: «حسین من سپاهی بود. هر جا میرفت، منم باهاش میرفتم. اون تو جبهه خدمت میکرد و من هم پشت جبهه لباس رزمندهها رو میشستم.» بعد آستینهایش را داد بالا. مچ، بازو و انگشتهای دستش را که پر از جای ترکش بود نشانم داد و ادامه داد: «این زخمها، جای ترکشهاییه که توی اون لباسها جا مونده بود. حسینم که رفت، من موندم و بچهها؛ باید براشون پدری هم میکردم. درمونده که شدم، یه لحظه با خودم گفتم این آقا داره برای چند میلیون آدم پدری میکنه، چطور من نتونم برای چهار تا بچه پدری کنم؟»
▫️ منورخانم به رسم هر سال در ماه محرم، امشب آمده بود بیت. اما این بار، علاوه بر شهادت امام حسین(ع)، میخواست برای بیپدرشدنش عزاداری کند.
📆 شماره ٣
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
اللهم عجل لولیک الفرج الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم










