یکشنبه , ژوئن 28 2026

🖥سفر دو نفره

🖥سفر دو نفره

📝خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از پنجمین شب عزاداری ماه محرم، در جوار محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب؛١٤٠٥/٠٤/٠٤

▫️ در یکی از دیدارهای قبلی، از چفیه‌ای گفت که از بیت هدیه گرفته بود. می‌گفت: «امسال قسمتم شد عرفه برم کربلا.» بعد، طوری که انگار بخواهد ارتکاب گناهی را کتمان کند، ادامه داد: «البته حواسم به میدون بود ها! به همه دوستام سفارش کردم جای من توی میدون شعار بدن.»

▪️ زیارتش را فقط به نیابت از آقای شهید انجام داده بود و چفیه را هم همراه خودش به کربلا برده بود. در صحن، در حالی که عکس آقا و نوه‌ی شهیدشان در پس‌زمینه و پشت جلد موبایلش بود و داشت زیارت‌نامه می‌خواند، ناگهان خانمی عراقی به سمتش آمد. زن عراقی دستش را روی عکس آقای شهید کشید و به نشانه‌ی تبرک، به صورتش مالید. بعد با عربی دست‌وپاشکسته به خانم عراقی گفت: «چفیه. قائدنا».

▫️ هنوز این جمله از دهانش خارج نشده بود که زنان عرب، به احترام چفیه آقا، راه را برایش باز کردند و او به ضریح رسید. می‌گفت: «من می‌خواستم به نیابت از آقا برم زیارت؛ اما انگار خود حضرت آقا بیشتر از من اونجا حضور داشتن.»

📆 شماره ۴

رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh

   

دیدگاهتان را بنویسید