دوشنبه , جولای 22 2024

روز عاشورای سال ۱۳۸۸ بود.

روز عاشورای سال ۱۳۸۸ بود. وقتی که تلویزیون، فیلم جسارت به مجلس آقا ابا عبدالله را نشان داد فقط گریه کردم.

آن شب در عالم خواب محمد خودم را دیدم که به دیدنم آمده بود. او یک ماه پس از شروع جنگ مفقود شد اما مرتب به من سر میزد.
این بار مرا با خودش به یک باغ زیبا برد.
حضرت امام در آنجا مشغول وضو گرفتن بود. تا مرا دیدند بلند شدند و با احترام گفتند مادر دو شهید هستید…
به حضرت امام گفتم آخر این چه وضعی است در کشور، به عزای امام حسین جسارت کردند و…
امام فرمودند نگران نباشید، تمام شد. این فتنه برای این بود که یک سری افراد شناخته شوند. برخی را از بالا به پایین انداختیم…

📙بهشت زیر قدمهایش. اثر گروه شهید هادی. خاطرات مادر شهیدان دهلوی.
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63

دیدگاهتان را بنویسید