سه‌شنبه , می 28 2024

#خودمانی_با_خدا

#خودمانی_با_خدا

وَ مَا أَنَا يَا سَيِّدِي وَ مَا خَطَرِي‏؟
أَنَا الصَّغِيرُ الَّذِي رَبَّيْتَهُ وَ أَنَا الْجَاهِلُ الَّذِي عَلَّمْتَهُ‏
أَنَا الضَّالُّ الَّذِي هَدَيْتَهُ وَ أَنَا الْوَضِيعُ الَّذِي رَفَعْتَهُ‏
أَنَا الْخَائِفُ الَّذِي آمَنْتَهُ وَ الْجَائِعُ الَّذِي أَشْبَعْتَهُ وَ الْعَطْشَانُ الَّذِي أَرْوَيْتَهُ‏
وَ الْعَارِي الَّذِي كَسَوْتَهُ وَ الْفَقِيرُ الَّذِي أَغْنَيْتَهُ وَ الضَّعِيفُ الَّذِي قَوَّيْتَهُ‏
وَ الذَّلِيلُ الَّذِي أَعْزَزْتَهُ وَ السَّقِيمُ الَّذِي شَفَيْتَهُ وَ السَّائِلُ الَّذِي أَعْطَيْتَهُ‏

مولاى من
بگذار برايت بخوانم از خودم
برايت بگويم كه من كيستم؟
من طفل كوچكى هستم كه وقتى اولين نفس كشيدن را در جهان جديد شروع كردم هيچ اختيار و قدرتى نداشت.
مادر و پدر را براى برآوردن نيازهايم قرار دادى،به آنها مِهر دادى تا به من محبت كنند.روزى دادى تا سيرم كنند،لباس برايم فراهم كنند.در تمام لحظه هاى ناتوانى در كنارم بودى و تربيتم كردى.
راه را كه گم ميكردم ،دستم ميگرفتى و به جهت صحيح هدايتم مى كردى.
وقتى ضعف و سستى بر من غالب مى شد به من قدرت ميدادى،كنار گوشم مى گفتى ” تو مى توانى!!من هستم!! حركت كن و نترس!!”
وقتى بيمار شدم با اسم شافى در طبيب ودوا اثر كردى تا شفا بگيرم.
وقتى كه غبار جهل بر عقلم مى نشست و مانع درست انديشيدن مى شد با ترفندهاى مختلف معرفت را به خوردم مى دادى تا در راه حركت به سمت تو بينا و بصير باشم.
مولاى من!!
ميدانى چه ميخواهم بگويم
ميخواهم بگويم:
من كسى نيستم…

@ostad_shojae_yazd

دیدگاهتان را بنویسید