دوشنبه , آگوست 10 2026

ماجرای خرید مخفیانه چراغ گردسوز توسط مادرم برای #روضه_خانگی

ماجرای خرید مخفیانه چراغ گردسوز توسط مادرم برای #روضه_خانگی

یکی از خصوصیّات بارز‌ زندگی ‌‌پدرم آقاسیدجواد، زهد بود؛ یعنی‌ آقا از اینکه زندگی را توسعه بدهد و حتّی یک ذرّه بوی تجمّل در زندگی‌شان پیدا شود، گریزان بود. خیلی از این کارهایی هم که گاهی‌ ‌‌مخالفت میکرد،‌ ‌‌مثل خرید چراغ گردسوز‌ ‌‌یا برق‌ ‌کشیدن برای خانه، به ‌خاطر همین‌ ‌‌بود‌‌‌؛ میگفت: «اینها زیادی‌های زندگی است.»
در کل، این خصوصیّت بی‌قیدی و بی‌اعتنائی به امور دنیا در همه‌ی برخوردهای‌ ‌‌آقا معلوم بود.

مادرم برای روضه، مخفیانه از پدرم و با زحمت فراوان دو چراغ گردسوز خرید؛‌ ‌‌چراغ گردسوز هم آن زمان تازه آمده بود. با اینکه مادرم ذرّه‌ذرّه پول روی هم گذاشته بود تا گردسوز بخرد، ولی ما نگران بودیم که آقا بگوید چرا خریده‌ای، خانه‌ی ما گردسوز نمیخواهد. بالاخره هم آقا فهمید و همان‌طور شد. مادرم گفت:‌ ‌‌«روضه داریم؛ زنها می‌آیند، بدون روشنایی نمیشود.»

شهید خامنه‌ای به روایت خودش
@Ayatollaah_ir بله (https://ble.ir/Ayatollaah_ir) | ایتا (https://eitaa.com/Ayatollaah_ir) | سروش (https://splus.ir/Ayatollaah_ir) روبیکا (https://rubika.ir/Ayatollaah_ir)

     

دیدگاهتان را بنویسید