سه‌شنبه , جولای 21 2026

میل پریدن هست اما بال و پر، نه

میل پریدن هست اما بال و پر، نه
هر آن چه می‌خواهی بگو اما بپر، نه

حالا که بعد از چند روزی پپش مایی
دیگر به جان عمه‌ام حرف سفر، نه

یا نه اگر میل سفر داری، دوباره
باشد برو اما بدون همسفر، نه

با این کبودی‌های زیر چشم‌هایم
خیلی شبیه مادرت هستم، مگر نه؟!

از گیسوان خاکیم تا که ببافی
یک چیزهایی مانده اما آنقدر نه…💔

‌ دیشب که گیسویم به دست باد افتاد
گفتم: بکش، باشد ولی از پشت سر نه

‌امروز دیدم لرزه‌های خواهرم را
در مجلسی که داد می‌زد: ای پدر نه

تو وقت داری خیزران‌ها را ببوسی
اما برای این لب خونین جگر نه؟!

ای میهمان تازه برگشته چه بد شد
تو آمدی و شامیان خوابند ورنه…

شاعر: علی اکبر لطیفیان

@aliiisman

     

دیدگاهتان را بنویسید