جمعه , جولای 3 2026

بیست و سه. بی‌بی ما یزدی بود و تاثیر از ایشان،

بیست و سه. بی‌بی ما یزدی بود و تاثیر از ایشان، هر کسی را ببینیم که یزدی باشد در نظر اول برای ما آدم خوبی است!

به مادربزرگ مادرم، بی‌بی میگفتیم. بی‌بی ما یزدی بود و برای مادر من، مثل مادر بود. مادر من فرزند اوّل و آخر مادر خودش بود. آقاسیّدهاشم یک سفر به مشهد می‌آیند که عیالشان در این سفر در جوانی _دو سه ‌سالگی مادرم_ بر اثر تب فوت میکند. بعد از فوت مادربزرگم، همه‌ی امور و تربیت و اداره و حفظ مادرم با بی‌بی بوده و تا آخر هم روابط بینشان مثل مادر و دختر بود؛ یعنی کاملاً نزدیک. بی‌بی، خانم خیلی مهربان و یک یزدی کامل بود؛ همان تصویری که ما از یزدی‌ها داریم. در خانه‌ی ما علاقه‌ی به یزد و یزدی زیاد و امری طبیعی بود؛ یعنی فرهنگ داخل منزل ما این بود که اصلاً یزدی در نظر اوّل، یعنی خوب. کأنّه یزدی‌ها یک سیطره‌ی فرهنگی بر خانه‌ی ما داشتند و تا حالا هم همین‌طور است و اثری از این حالت مانده؛ ما وقتی یک یزدی جلویمان ظاهر بشود و بفهمیم یزدی است، نظر اوّل این است که این آدم خوبی است، مگر خلافش ثابت شود. این حالت از وجود بی‌بی و از علاقه‌ی مادرم به او ناشی میشد. مادرم تحت تأثیر یزدی‌گری این خانم همه چیز یزد را می‌پسندید. گاهی مقایسه میکرد و مثلاً با اینکه تبریزی‌ها خیلی مرتّب قند میشکنند، میگفت: «تبریزی‌ها قند را ریز میشکنند؛‌ ‌‌امّا یزدی‌ها…» یا مثلاً تبریزی‌ها در باقلوا و در شیرینیجات خیلی خوش‌سلیقه‌اند و لوزهای باقلوا را ریز و قشنگ‌ ‌‌درست میکنند، امّا مادرم این را نمی‌پسندید و میگفت: «لوزهای باقلوای تبریزی‌ها کوچک است، لوزهای یزدی‌ها درشت.» ایشان آن را دوست میداشت.

شهید خامنه‌ای به روایت خودش
@Ayatollaah_ir بله (https://ble.ir/Ayatollaah_ir) | ایتا (https://eitaa.com/Ayatollaah_ir) | سروش (https://splus.ir/Ayatollaah_ir) روبیکا (https://rubika.ir/Ayatollaah_ir)

   

دیدگاهتان را بنویسید