ناله ریسمان 🖤 ریسمان از خجالت به خود میپیچید. آخر دستان مرد خیبرشکن را بسته بود. ریسمان نالید: خدایا شکایت دارم از نامردان مردنمای این شهر که دستان شیر خدا را مقابل چشمان فاطمه بستند. قضاوت میان من و اینها بماند به قیامت… 📖 #داستانک ؛ ویژهٔ #فاطمیه ☑️ رسانه …
مطالعه بیشتر »
اللهم عجل لولیک الفرج الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم