مهدی جان! از عقیقِ سرخ چشمان تو ریزد صبح و شام اشک حسرت در عزای عمّهی مظلومهات وای از داغ اسارت، وای از شام بلا آه آه از ماجرای عمّه مظلومهات کوفه تا شام بلا زینب تو را میزد صدا نام نیکویت نوای عمّهی مظلومهات دست را برسر نهاد و …
مطالعه بیشتر »مهدی جان! از عقیقِ سرخ چشمان تو ریزد صبح و شام اشک حسرت در عزای عمّهی مظلومهات وای از داغ اسارت، وای از شام بلا آه آه از ماجرای عمّه مظلومهات کوفه تا شام بلا زینب تو را میزد صدا نام نیکویت نوای عمّهی مظلومهات دست را برسر نهاد و …
مطالعه بیشتر »