منم و زمزمهی عشقی و فکر غزلی عیشم این است که یارب مَرِسادش خللی دم صبحی، رخ دشت و بر رویی، لب جام زود دریاب که این عیش ندارد بَدَلی فیض صحبت ز گلی گیر در این باغ که نیست سیر گلزار جهان را بهجزاین ماحَصَلی بیهراسم ز اجل زآنکه …
مطالعه بیشتر »منم و زمزمهی عشقی و فکر غزلی عیشم این است که یارب مَرِسادش خللی دم صبحی، رخ دشت و بر رویی، لب جام زود دریاب که این عیش ندارد بَدَلی فیض صحبت ز گلی گیر در این باغ که نیست سیر گلزار جهان را بهجزاین ماحَصَلی بیهراسم ز اجل زآنکه …
مطالعه بیشتر »