حالا که برگشتی سرت پیکر ندارد بابا رقیه طاقتی دیگر ندارد از بس که خورده سنگ و چوب و ضرب خنجر یک جای سالم این سر و حنجر ندارد سرخی چشمم را ببین از ضرب سیلی حوریهات سویی به چشم تر ندارد ای گوشوار عرش! بنگر دخترت را گوشم شده …
مطالعه بیشتر »حالا که برگشتی سرت پیکر ندارد بابا رقیه طاقتی دیگر ندارد از بس که خورده سنگ و چوب و ضرب خنجر یک جای سالم این سر و حنجر ندارد سرخی چشمم را ببین از ضرب سیلی حوریهات سویی به چشم تر ندارد ای گوشوار عرش! بنگر دخترت را گوشم شده …
مطالعه بیشتر »