دوشنبه , 24 آگوست 2026

سيد محسن حسني

سيد محسن حسني نزديک شروع عمليات، سيد محسن حسني قصد رفتن به رودخانه را کرد تا غسل شهادت کند. مانع او شدم. در حالي که چشمانش از شادي مي‌درخشيد، گفت: «خواب امام حسين را ديدم که سوار بر مرکب از دور به طرف مهران مي‌آمدند وقتي به مقرمان رسيدند پياده شده و بازوي تک‌تک بچه‌هاي گردان را بوسيدند و بعد …

مطالعه بیشتر »

➖️امام اسم آن عالم تهرانی را خط زد!!

➖️امام اسم آن عالم تهرانی را خط زد!! سال های اول ورود من به نجف بود؛ شاید یکی دو سال بعد از ورود امام در یک دیدار خصوصی در منزل امام با تعدادی از رفقای مشهد که یکی از آنان سوال کرد: خانمی سی هزار تومان وجوهات بدهکار بوده است که این وجوهات را به آقای شیخ محمود حلبی(رهبر انجمن …

مطالعه بیشتر »

قطعه ۲۴ ردیف ۱۹ شماره ۵

قطعه ۲۴ ردیف ۱۹ شماره ۵ آیت الله مکارم شیرازی در مورد او پیامی دادند و نوشتند: نابغه بزرگی از حوزه های علمیه از دست رفت. اسماعیل لیسانس زبان و همزمان لیسانس حقوق قضایی داشت و رتبه اول دانشگاه ملی(شهید بهشتی فعلی) را کسب کرد. دانشگاه های آمریکا او را بورسیه کردند…

مطالعه بیشتر »

عصر یکی از روزهای دهه هشتاد،

عصر یکی از روزهای دهه هشتاد، به منزل مادرم رفتم. حالا دیگر تنها شده بود. تمام بچه‌ها سر خانه و زندگی خودشان بودند و فقط اسماعیل و علی اکبر توی قاب روی دیوار، روبرویش نشسته بودند. کمی که صحبت و حال و احوال کردم، متوجه شدم خلوت تنهایی مادرم را شکسته ام. از چشمانش پیدا بود که دوباره به یاد …

مطالعه بیشتر »

مراقب کارهامون و رفتارمون باشیم(= روزقـیامـٺ

مراقب کارهامون و رفتارمون باشیم(= روزقـیامـٺ انگشتاٺ‌شهادٺ‌میدن 🖐🏻 ‌کدوم‌ سایـٺ‌ را لـمس‌کردۍ بہ‌کـدوم‌گروه‌ عضو‌شدۍ واردکدوم‌کانالی شدۍ پیوۍ‌کی رفتی و چی‌تایپ‌کردی چه‌استورۍ‌گذاشتی چه‌پستی‌گذاشتی و… همه‌ےِهمه‌اینها‌انگشتاٺ‌شهادٺ‌میدن… #تلنگر

مطالعه بیشتر »

تجربه لحظات شیرین آزادی روح از بند جسم!✨

تجربه لحظات شیرین آزادی روح از بند جسم!✨ ☘️قلب من برای لحظاتی ایستاد و روح من آزادانه به پرواز درآمد. سبک و راحت بودم. هر جا میخواستم میرفتم. من یکباره مرور زندگی ام را دیدم و ماهیت برخی اتفاقات را متوجه شدم. اینقدر این مرور زندگی برایم عجیب و شگفت انگیز بود که همینطور مات و مبهوت مانده بودم. گشت …

مطالعه بیشتر »

#شهید_عاملو

#شهید_عاملو کاظم آنجا اوج گرفت ▫️کاظم اولین اعزامش به شهر بانه بود و آنجا با کومله و ضد انقلاب‌ درگیر بودند. بانه برای کاظم هم محل جهاد بود و هم محلّی برای سلوک. ▫️بنظر می‌آمد کاظم آنجا از همه بیشتر اوج گرفته باشد؛ یک دلیلش هم رزق حلال بود و تکاپوی خودش برای پرواز. پدرش کارگر بود و نان حلال …

مطالعه بیشتر »

🟡 برای پند دادن به ما، دیدن اموات کافی است!

🟡 برای پند دادن به ما، دیدن اموات کافی است! 🌹امیرالمومنین علیه السلام: شما را به یاد کردن مرگ و کاستن بی‌خبری‌تان از آن سفارش می‌کنم. چگونه از چیزی غافلید که شما را رها نمی‌کند و از شما غافل نیست؟ چگونه از کسی که مهلت نمی‌دهد (ملک الموت) مهلت می‌طلبید؟ برای پند دادن به شما، مردگان بسنده‌اند که آنان را …

مطالعه بیشتر »