چهارشنبه , جولای 15 2026

#شعر_بخشی‌ازمکاشفه_‌۱۳۹۸ ❤️‍🔥 #شهادت_رهبر

#شعر_بخشی‌ازمکاشفه_‌۱۳۹۸
❤️‍🔥 #شهادت_رهبر
🌸 #سرودن_پای‌ضریح
❣️#حضرت_معصومه سلام الله
✍️ ۱۸ تیر۱۴۰۵

سالش نود با هشت بود آن شب
در بامدادی از نُه بهمن
در فاطمیّه که سلیمانی
بوده شهید دین و این میهن

آن شب سه تا مکشوفه را دیدم
که هرکدامش یک دقیقه بود
اینجا دو تا را شعر میسازم
از اوّلی فعلا لبم مسدود

آمد خود قاسم سلیمانی
تا کربلا رفتیم بال‌آزاد
خیلی که باهم حرف دل گفتیم
تا گفت فردایت بشارت باد

گفتم که فردایم چه رزقی هست
او گفت دیدار خود رهبر
گفتم به من چیزی نگفتند و
اینگونه آیا میشود آخر؟!

او گفت حتما میشود؛ نامت_
_ثبت‌ست در دفتر که رهبرخواست
حالا برو آماده شو دختر
چون آرزویت دیدن مولاست

کردم وداع و ناگهان دیدم
توی اتاق خانه‌مان هستم
در کمترِ از یک دقیقه بود
یاحق بگو هشیار یا مستم؟

مکشوفه ازمقتل به جان دارم
در کمترِ از یک دقیقه؛ شب
در هفت سالِ پیش وقتی که_
_آغاز شد آن بامداد تب

یک آنْ خودش آمد خود رهبر
من را گرفت و برد تا بیتش
در بیت دیدم کربلایش را
دیدم پُرست از خون و از آتش

او گفت فرزندم! مهین من!
ام‌البنین خو! عشق‌دین من!
حالا ببین با چشم‌هایت که
باشد چه قومی در کمین من

در خاک و خون و آتش بیتش
فریاد کردم ممتد و سنگین
یک لحظه دیدم رهبرم را باز
با هیبتی یل‌گونه وُ خونین

او ایستاده بود روی پا
پشت سرم یک آنْ صدا آمد
یک گلّه که بسیار وحشی بود
با جیغ شـاد و کِلْ_نوا آمد

کفتار و روباه و شغال و گرگ
خرس و گراز و کرکس و سگ بود
خنجر به جای ناخن آنهاست
با چشمهایی زشت و سرخ‌آلود

لبهای‌شان باب نجاست بود
فوّاره میزد آتش از بینی
یعنی که خیلی کینه‌ای بودند
فرمود این بـَغْی‌ست؛ میبینی

مانند حیوانات دنیا ؟ نه
بلکه هزاران بار وحشت‌زا
با نام با هم حرف می‌گفتند
قشر سیاسیِ رده بالا

یک عدّه‌ی بسیار؛ قاطر_شکل
شمشیر و خنجر تیز می‌کردند
در جعبه می‌انداختند و بعد
تقدیم هر خونریز می‌کردند

شمشیر و خنجر؛ تیغ‌تیغی‌شکل
در دیگی از زهر هلاهل بود
نام منافق روی آن هک شد
شمشیر و خنجر؛ رأی باطل بود

با سرعت بالا دویدند و
پنجه به یل‌پیکر کشیدند و
مثل شغادی که تهمتن کشت
ساز خیانت می‌دمیدند و_

_گر چهره‌شان حیوان وحشی بود
من میشناسم تک‌تکِشان را
از شغل و اسم و نیّت و فتنه
ضحّاک‌خوی و تشنه‌ی دنیا

عمری میان بال قو خفتند
اما به جان عشق می‌افتند
آنها منافق‌های دشمن‌دوست
در اوج جنگ از صلح میگفتند

فورا دویدم سمت مقتل که
یک شمّه از احوال زینب بود
او ایستاده بوده وُ خونین
ماه صیام و روضه بر لب بود

من رد شدم از ازدحامی سخت
خود را رساندم پیش مولایم
هی دور او چرخیدم و گفتم
جایش بکش من را که اینجایم

هی تیغ‌هاشان رد شدند از من
خوردند به آن ساحت قدسی
ناباورانه میزدم فریاد
هی نشکنید این حرمت قدسی

هوو کرد توی صورتم فرمود
آرام باش ای کوه‌دخترجان
این واقعیت بود که دیدی
با استقامت باش در میدان

این انقلاب ما درخت خیر
باخون این امّت ثمر داده
نوبت به من هم میرسد روزی
روشن شود با خون من؛ جاده

من هم به تیغ فتنه‌ها روزی
جان میدهم اما نمی‌بازیم
جایم بیاید مجتبای من
ما تا ظهور عشق می‌تازیم

یک آن صدای شیرخوار آمد
گفتم مگر این کربلا باشد؟
فرمود که همگام زینب باش
این راه بعدش با شما باشد

انگشت را بالا گرفت و گفت
حالا ببین آنجا، کمیت عشق!
از آسمان دیدم که یک لحظه
موشک فرودآمد به بیت عشق

مکشوفه دیدم کربلایش را
در هفت سالِ قبل ازاین ماتم
من هفت سال آشفته از این درد
در جبر یک تاریخ باریدم

دیدم زمین را توی این حالت
دورش پُرست از پرچم ایران
از اینکه گفتم بیشتر دیدم
فرمود فردایی به من؛ مهمان

دیدم اتاقم؛ یک دقیقه شد
گوشی، پیام دعوت بیت‌ست
بعد از نماز صبح من رفتم
در فاطمیه جان به جان پیوست

دیدم پس از آن چندتا آیت
در دست سیّدمجتبی جان بود_
یک #ذوالفقار_انتقام تیز
شمشیر او پُر نور و غرّان بود

فریاد میزد ذوالفقار او
من #یا_لثارات الحسینی‌ام
بر اسب ایمان این رجز میگفت: _
_من خامنه‌ای؛ من خمینی‌ام

دنبال قوم فتنه‌گر می‌تاخت
شایدکه آن شمشیر؛ امّت بود
آن فتنه‌گرها می‌گریزند و
توی سر آنها دو صورت بود

وقتی نگاهِ پشت سر دارند
از ترس؛ احوالی نجس بارند
وقتی نگاهی پیش رو کردند
امّیدوار و شاد رخسارند

مانند عمروعاص؛ کامل لخت
بی غیرت و بی‌آبرو هستند
ناموس و میهن را نمی‌فهمند
هم خائن و بد آرزو هستند

اندام‌شان؛ زشت و چروکیده
آن چشم‌های سرخ‌شان؛ خونریز
توی دویدن هی زمین خوردند
آتش به گردن‌های‌شان؛ آویز

آن سو سرابی بود در صحرا
پیشش یزیدی لب شرابین بود
با چشم‌هایی سرخ و با شمشیر
تیغش سیاه و داغ و بدکین بود

او بود آماده برای قتل
اینها که هم ابله؛ نمی‌فهمند
امّید واهی؛ درد بی درمان
از ماجرا پَرتند و در لبخند

این‌ها سران فتنه‌ی سازش
مسئولیت‌های سیاسی دار
خرهای‌شان گیج و پراکنده
تمثال‌شان ترسوتر از کفتار

🖍 #مـهین‌اسدی‌آسترکی

✍️〇اشـعـار گـُردآفـریـد
🔻
🇮🇷 (https://eitaa.com/joinchat/3001352326Cc3ce252873)@GORDAFARID_MAA

     

دیدگاهتان را بنویسید