حکمت ۷۵
زندگی یه قانون ساده داره
وَ قَالَ عَلَيهِ السِّلَامُ
کُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ، وَ کُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ.
توضیح ساده:
كُلُّ: یعنی هر، همه، تمامِ مَعْدُودٍ: شمارششده، یعنی چیزی که تعدادش معلومه، محدود و قابل حسابه مُنْقَضٍ: منقضی شونده ست تمومشونده ست، به پایانرسنده ست
یعنی: هر چیزی که شمردنی و محدود باشه، یه روزی تموم میشه وَ كُلُّ مُتَوَقَّعٍ: و هر مورد انتظاری یعنی هر چیزی که انتظارش میره، هر چیزی که منتظرش هستیم
آتٍ: یعنی میاد، در راهه، حتماً از راه می رسه.
یعنی: هر چیزی که انتظارش رو میکشی، بالاخره یه روز میرسه
ببین امام ع میگه: هر چی قابل شمردنه، یه روز صفر میشه.
عمر… دونهدونه کم میشه.
مرخصیهات… تموم میشه.
پساندازت… خرج میشه.
جوونی… میره.
فرصتها… یکییکی رد میشن.
ما فکر میکنیم بعضی چیزا موندنیان. ولی هر چی عدد داره، پایان هم داره.
حتی ناراحتیهات.
حتی سختیهات.
غم هم ابدی نیست. چون «معدوده»… میگذره.
و دیگه اینکه: هر چی در راهه، بالاخره میرسه.
اگه امروز داری تلاش میکنی، نتیجهش یه روز میاد.
اگه اشتباه میکنی و اصلاحش نمیکنی، تاوانش هم میاد.
اگه خوبی میکنی، اثرِ خوبیش برمیگرده.
اگه ظلم میکنی، و بازگشتش در راهه.
زندگی حسابکتاب داره.
این کلام امام (ع) از اون جملههاییه که اگه فقط چند لحظه عمیق بهش فکر کنی، انگار یه آب یخ میریزن روی تمام حرص و جوشهای بیخودیت! امام ع خیلی ساده و بیپرده میگه: «هر چیزی که بشه شمردش، آخرش تموم میشه؛ و هر چیزی که انتظارش رو میکشی، بالاخره از راه میرسه.»
ببین وقتی توی اوج مشکلات هستیم، فکر میکنیم این شبِ تاریک اصلاً قرار نیست صبح بشه. انگار زمان قفل میشه.
یادت میآد اون شبی که واسه کنکور یا یه پروژهی کاری از استرس تا صبح نخوابیدی؟ یا اون روزهایی که درگیر یه جدایی تلخ بودی و فکر میکردی دنیا به آخر رسیده؟ حالا به پشت سرت نگاه کن. اون روزها «معدود» بودن، یعنی قابل شمارش بودن و طبق این قانون، تموم شدن و رفتن. این حکمت بهت میگه: «نفس بکش رفیق، این غصه هم چون شمردنیه، تاریخ انقضا داره.»
گاهی هم اونقدر غرق در خوشی و قدرت و جوانی میشیم که یادمون میره این ثانیهها دارن مثل برق و باد از چرتکهی عمرمون کم میشن.
دیدی آدم چقدر زود به یه میز صدارت یا یه خانهی لوکس عادت میکنه و فکر میکنه همیشه هست؟ امام ع تلنگر میزنه که روزهای خوشی هم «شمرده شده» هستن. این حرف نه واسه اینه که زهرت بشه، بلکه واسه اینه که «قدرش رو بدونی». وقتی بدونی تعداد دفعاتی که میتونی چای بخوری یا عزیزانت رو بغل کنی محدوده، دیگه وقتت رو با گوشی و بحثهای پوچ تلف نمیکنی.
تا حالا به تقویمِ روی دیوار نگاه کردی؟ هر برگی که میکنی، یعنی یکی از اون «معدود»ها کم شد. زندگی یعنی همین کندنِ برگهای تقویم. به جای اینکه غصهی تموم شدنش رو بخوری، جوری روی هر برگ بنویس که وقتی به تهِ تقویم رسیدی، از خوندنِ قصهی زندگیت کیف کنی.
بخش دوم حکمت میگه هر چیزی که منتظرش هستی، همین الان در راهه و داره بهت نزدیک میشه.
مرگ، پیری، یا حتی نتیجهی کارهایی که امروز انجام میدیم، شاید الان دور به نظر برسن، اما چون «مُتَوَقّع» (مورد انتظار) هستن، حتماً میان. مثل قطاری که از دور دیده نمیشه، اما روی ریله و هر لحظه به ایستگاه نزدیکتر میشه. این یعنی نه واسه رسیدن به آرزوها خیلی بیتابی کن، و نه از اتفاقاتِ حتمیِ آینده غافل باش.
حالا این نگاه چه حسی به آدم میده؟
این نگاه، نگاهیه که نه آدم رو ناامید میکنه و نه بیخیال؛ اتفاقاً به آدم یه جور «آرامشِ فعال» میده:
صبورتر میشی؛ چون میدونی سختیها شمرده شدهان و تمومشدنی.
متواضعتر میشی؛ چون میدونی خوشیها همیشگی نیستن.
بیدارتر میشی؛ چون میدونی آیندهای که منتظرش هستی، همین الان پشت دره.
رفیق…
ما معمولاً دو جا اشتباه میکنیم:
یا فکر میکنیم خوشیها همیشگیان…
یا فکر میکنیم سختیها همیشگیان.
در حالی که هر دو، «معدود»ن.
و یه اشتباه دیگه:
فکر میکنیم بعضی نتایج هیچوقت نمیاد. در حالی که هر چیزی که کاشته میشه،
یه روز سبز میشه… حتی اگه دیر.
و این یه جور آرومکنندهس
رفیق…
اگه الان حالت خوبه، قدر بدون. چون شمردنیه.
اگه حالت بده، ناامید نشو. چون اونم شمردنیه.
اگه منتظر نتیجهی تلاشی، صبر کن.
اگه بذر درست کاشتی، میاد.
اگه هم کار اشتباهی کردی، حواست باشه… اونم در راهه.
زندگی یه قانون ساده داره:
عددها صفر میشن.
و وعدهها میرسن.
پس تا فرصت هست، درست بشمار… و درست بکار.
اللهم عجل لولیک الفرج الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم










