خلاصه ای از
📣 پنجاه و سومین جلسه از اتاق نوجوان، تحت عنوان
✨«ایمان به الله (۱۱)؛
مقسط؛ معز و مذل؛ رزق شهر گل شبدر» برگزار شد.
💠 در این جلسه، کودکان یاد گرفتند که اساس نظام اجتماعی بر دو مفهوم «قسط» یا «ظلم» بوده و تمام نهادها و دستگاهها در جامعه، به دلیل برقراری قسط علیه ظلم بنا شدند.
💠 آنها یاد گرفتند که یکی از اسماء الهی، «مُقسط» است و حضرت الله در رساندن رزق، به هیچ کس ظلم نمیکند؛ از طرفی هر شخص، یک رزق معینی دارد و «قسط» یعنی «سهم و رزق هر کس بر اساس قدر او پرداخت شود» و «ظلم»، یعنی «مانع پرداختن سهم و رزق هر کس بر اساس قدر او شدن»؛ از این رو، انسانها همواره در زندگی یا «مُقسط» هستند و یا «ظالم».
⬅️بعضی از افراد سعی میکنند بیش از قدر خود سهم کسب کنند؛ پس آنها «کاسب» هستند و حتما در دنیا و آخرت گروگان و اسیر آن چیزی هستند که کسب کردند.
⚠️ کودکان متذکر شدند که هیچگاه نباید در زندگی «ظالم» باشند و چنانچه ظلمی به آنها رسید، حتما جهت اقامهی قسط، حق خود را بگیرند. کودکان و نوجوانان یاد گرفتند که برای جلوگیری از «مظلوم بودن»، باید «نه» گفتن به پیشنهادات باطل و غلط را تمرین کنند و یاد بگیرند که همیشه مقسط و یاور مظلومان باشند. 💪
💠 آنها متوجه دو اسم دیگر از اسمای حسنی به نام «مُعز» و «مـُذل» شدند و یاد گرفتند که «عزیز» شخصی «نفوذ ناپذیر» است و حضرت الله، هر کسی را که بخواهد «عزیز» و نفوذ ناپذیر میکند . (مانند شیشه، که هیچ چیزی در او نفوذ نمیکند)؛
همچنین کسی که حضرت الله برای او «ذلت» بخواهد، نفوذپذیر میشود . (مثل اسفنجی که سریعا مایعات را به خود جذب میکند).
🎥 کودکان جهت فهم بهتر این مفاهیم، به تماشای انیمیشن «هورتون» نشستند و فهمیدند که شهر «گل شبدر»، هر چند در مقایسهی با کرهی زمین کوچک باشد، اما به اندازهی قدر خود، رزق میگیرد؛ عزت و ذلت در آن نوسان دارد و نظام اجتماعیاش رقم میخورد.
در این انیمیشن، شخصیت «کانگورو» میگوید:«چون این شهر بسیار ریز است و ما نمیتوانیم او را ببینیم، پس حتما وجود ندارد!» اما کودکان یادآور شدند که در ایمان به «الله» و «غیب»، هر چند چشمان مادی ما از درک بسیاری از پدیدهها ناتوان است، اما ندیدن چیزی دلیلی بر نبودن آن نیست.
————————
📌 اندیشسرای کودک و نوجوان اندیشکده یقین
🔊 @strategistkids
اللهم عجل لولیک الفرج الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم




