پرسش و پاسخ درباره یک موضوع رایج این روزها
.
🟡 بت بعل چیست و از کجا آمده است؟
🟢 در واقع، بعل یکی از کهنترین خدایان آیینهای سامی و کنعانی است که از حدود هزاره دوم پیش از میلاد در مناطق شام، فنیقیه و فلسطین باستان پرستش میشد. در متون تاریخی و عهد عتیق، بعل نه صرفاً یک الهه طبیعت، بلکه نماد قدرتی است که با خشونت، سلطه و قربانی انسانی پیوند خورده است. در بسیاری از گزارشها، بعل و صورتهای بعدی آن مانند مولوخ، با سوزاندن کودکان و تقدیم قربانی انسانی شناخته میشوند؛ یعنی جایی که قدرت، بقای خود را در نابودی انسان تعریف میکند. همین ویژگی باعث شده است که بعل در آیینهای شیطانپرستی کلاسیک و مدرن، نه بهعنوان یک بت تاریخی، بلکه بهعنوان نماد «قدرت مطلقِ رها از اخلاق» ارزش آیینی پیدا کند؛ نمادی از حاکمیتی که وجدان، دین و انسانیت را قربانی تثبیت خود میکند.
🔹آیا موضوع بعل یک موضوع تاریخی است یا با فرهنگ و سیاست معاصر هم ارتباط دارد؟
گسست بین مفاهیم تاریخی و تاثیرات آن بر مناسبات معاصر ناشی از یک فهم سطحی از تاریخ ادیان است. در مطالعات تطبیقی ادیان، ما با «تداوم الگوهای آیینی» مواجه هستیم، نه صرفاً تکرار اسامی. بعل، مولوخ یا رمفان، نامهای متفاوت یک حقیقت واحد هستند؛ حقیقتی که در آن، قدرت شیطانی برای تثبیت خود نیازمند شکستن مرز انسانیت است. در جهان باستان، این حقیقت با قربانیکردن نوزادان و سوزاندن انسانها خود را نشان میداد و حالا در جهان مدرن، همان منطق در قالب شبکههای بردگی جنسی، اخاذی، نابودی اخلاق عمومی و کالاییسازی انسان بازتولید شده است؛ گرچه تغییر شکل داده، اما ماهیت تغییر نکرده است.
🔹ارتباط پرونده اپستین با بت بعل
اسناد نشان میدهد که یکی از حسابهای بانکی اپستین «Baal» نامگذاری شده، این انتخاب صرفاً سلیقهای یا تصادفی نیست. در جهان این افراد، نمادها معنا دارند. این نامگذاری، نوعی اعلام هویت و تعلق به یک سنت فکری و آیینی خاص است؛ سنتی که ریشه در همان الگوی تاریخی بعل و مولوخ دارد. بنابراین پرونده اپستین، یک نمونهٔ عریان از پیوند قدرت، ثروت و فساد آیینی در جهان معاصر است. ما تنها با یک فرد منحرف مواجه نیستیم، بلکه با یک شبکه سازمانیافته دامافکنی و اخاذی از نخبگان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی روبهرو هستیم.
🔹نگرانیها و شبهات درباره پرداختن به قدرت شیاطین، نمادها و ادبیات خرافی
این نگرانی کاملاً بهجاست. یکی از آسیبهای جدی در مواجهه نادرست با مقوله شیطان، همین بزرگ کردن بیش از حد قدرت او و تبدیلکردنش به یک موجود رازآلودِ شکستناپذیر است. در منطق قرآن، شیطان نه موجودی مستقل باقدرت مطلق، بلکه مخلوقی محدود، فریبکار و اساساً ناتوان در برابر ایمان، عقل و اراده انسان معرفی میشود. خرافه دقیقاً از جایی آغاز میشود که ما یا از سر ناآگاهی، یا از سر هیجان، برای شیطان شأنی فراتر از آنچه دین گفته قائل میشویم. این کار، ناخواسته به نفع خود شیاطین و مروجان خرافه تمام میشود؛ چون ترس، انفعال و احساس ناتوانی را در جامعه تزریق میکند. تفاوت نگاه دینی با نگاه خرافی در همینجاست. دین، شیطان را میشناساند تا او را خنثی کند؛ خرافه، شیطان را بزرگ میکند تا انسان را کوچک کند، بنابراین اگر ما از نمادها و آیینهای انحرافی سخن میگوییم، هدف نه ترساندن مردم است و نه القای قدرت ماورایی برای جریانهای شیطانی، بلکه افشای منطق فاسد و ضدانسانی پشت آنهاست.
💬 حجتالاسلام مهدی قیاسی
ــــــــــــــــ
🚩 در پرتگاه مجازی، مجهز باش…
👈پاسخبهشبهاتفــجازی👇
🆔 @Shobhe_ShenaSi
اللهم عجل لولیک الفرج الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم




