دهمین سالروز شهادت عاشق آقا ابراهیم هادی، شهید مصطفی صدرزاده گرامی باد
💬 همسر شهید صدرزاده میگوید:
🔹 موقع خواستگاری صحبتهای ما خیلی کوتاه بود، اما در همان فرصت کوتاه روی یک چیز خیلی تاکید کرد؛ او بارها گفت که یک همسنگر میخواهد. شاید کسی که به خواستگاری میرود بگوید همسر و همدم میخواهد اما مصطفی گفت که همسنگر میخواهد.
بعد از چند سال به او گفتم: «ما که الان در زمان جنگ نیستیم. علت اینکه همسنگر خواستی چه بوده است؟»
♻️ او گفت: «جنگ ما جنگ نظامی نیست، جنگ الان ما جنگ فرهنگی است. اگر همسنگر خواستم به خاطر کارهای فرهنگی است تا وقتی من کار فرهنگی انجام میدهم همسرم هم در کنار من کار فرهنگی انجام دهد.»
🔹 مصطفی محله پرت و دورافتاده را در کهنز شهریار برای کار فرهنگی انتخاب کرده بود وقتی در جمع خانمها یا در جمعهای خانوادگی این موضوع را مطرح میکردم همه تعجب میکردند و میگفتند: «آنجا که واقعا امیدی به نتیجه نیست حتی میگفتند کسی از بچههای آن محل انتظاری ندارد.»
🔹 دو سال و نیم بود که مصطفی حضور فیزیکی کمتری در آن منطقه داشت در این مدت وقتی مادران آن بچهها را میدیدم از کارهای مصطفی تشکر میکردند و میگفتند که ممنونِ زحمات او هستند. میگفتند: «اگر او نبود معلوم نبود آینده بچههای محل چه میشد.» میگفتند مدیون آقا مصطفی هستند که بچههایشان را بسیجی کرده است.
بعد از شهادت و شب قبل از تشییع پیکرش به خواب همسرش آمده و به او میگوید: «کار فرهنگی انجام بده.»
📚 کتاب سنگ محک، حجت الاسلام راجی
با شهید ابراهیم هادی همراه باشید👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
اللهم عجل لولیک الفرج الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم




