حکمت ۲۶
وَ قَالَ عَلَيهِ السِّلَامُ
مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلاَّ ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ، وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ
توضیح ساده:
مَا أَضْمَرَ: پنهون نکرد، تو دل نگه نداشت، تو سینه قایم نکرد، أَحَدٌ: کسی، فردی، حتی یک نفر، شَيْئاً: چیزی، موضوعی، نیتی، فکری…
یعنی: هیچکس چیزی رو تو دلش قایم نمیکنه إِلاَّ: مگه اینکه، جز اینکه، ظَهَرَ: آشکار میشه، معلوم میشه، هویدا میشه، فِي: در، توی فَلَتَاتِ: حرف های بی اندیشه، بی فکر، حرفهای غیر منتظره و ناگهانی که از لِسَانِهِ: زبانش سر میزنه.
یعنی: مگه اینکه ناگهانی از دهانش بدون فکر میپره بیرون و بالاخره لو میره.
وَ: و همینطور معلوم میشه و آشکار میشه از روی صَفَحَاتِ: رنگ و وارنگ شدن وَجْهِهِ: چهرهاش، صورتش، قیافهاش.
یعنی: از روی صورت و حالت قیافهش هم مشخص میشه.
امام ع میگه هیچکسی نیست که چیزی رو تو اعماق قلبش قایم کنه، مگه اینکه بالاخره از یه جایی نشت کنه بیرون؛ اونم دقیقاً از دو جا:
۱. لابلای حرفهای یهویی (فلتات لسانه): همون حرفهایی که وقتی حواست نیست، یهو از دهنت میپره. همون سوتیهای لپی که بعدش دستت رو میذاری جلوی دهنت و میگی: «ای وای، این چی بود گفتم؟!»
۲. توی آینه صورتت (صفحات وجهه): اونجا که صورتت بیهوا رنگ عوض میکنه، یا پلکت میپره، یا یه لبخند زوری میزنی که اصلاً به چشمات نمیاد.
و این یعنی هیچکس نمیتونه چیزی رو تو دلش قایم کنه، هرچقدر هم تلاش کنه، بالاخره یهجایی لو میره.
و همونطور که آتیش زیر خاکستر، بالاخره یه روز شعله میکشه، رازهای دل آدمی هم تو کلام و چهره ش بیرون میزنه.
یعنی چهره، آینه دله، صورت آدم، مثل آینهست، زود نشون میده پشت پرده دلت چی میگذره.آدم هرچی تو دلش باشه، یه روزی از حرفاش یا از حالت صورتش معلوم میشه.
مثلاً طرف میگه «نه من ناراحت نیستم»،
اما جوابهاش کوتاه میشه…
چشم تو چشم نمیکنه…
لحنش سرد میشه…
اینجا دلش داره حرف میزنه، حتی اگر زبونش انکار کنه.
یا یه نفر میگه «خیلی خوشحال شدم دیدمت»،
اما لبخندش مصنوعیه،
حواسش پرت میشه،
زود میخواد مکالمه تموم شه…
باز هم دلش خودش رو لو داده.
یا برعکسش:
یکی واقعاً دوستت داره…
لازم نیست زیاد حرف بزنه…
از نگاهش، از توجهش، از نحوه پرسیدنش معلومه.
تو کار هم همینه:
اگر کسی واقعاً دلسوز باشه،
تو جزئیات کارش معلومه.
اگر فقط ظاهرسازی کنه،
یه جایی عجله میکنه، یه جایی کمکاری، واینجوری کاملا لو میره.
یا حتماً برات پیش اومده که با رفیقت یا کسی که دوسش داری بحثت بشه. ته دلت هنوز دلخوری و غصه داری، اما میخوای کم نیاری و میگی: «بیخیال، بخشیدمت.» ولی نیم ساعت بعد، وقتی دارین درباره یه موضوع کاملاً بیربط حرف میزنین، یهو با یه لحن تند میگی: «آره دیگه، تو کلاً عادت داری فقط به فکر خودت باشی!»
همین یه جمله نشون میده اون دلخوری هنوز اون تو داره قلقل میکنه و فقط منتظر یه روزنه بوده که بزنه بیرون.
یا یه وقتایی یکی از نزدیکات به یه جایی میرسه که تو ته دلت (حتی اگه خودت هم نخوای) یه ذره حسودیت میشه. ولی وقتی خبر رو میشنوی، زبونی میگی: «ایول، چقدر عالی!» اما دقیقاً همون لحظه، چشمات اون برقی که همیشه داشت رو نداره و صورتت داره با فریاد میگه: «کاش جای اون، من بودم…»
یا خیلی وقتا تو رودربایستی به یکی میگیم: «وااای چقدر دلم برات تنگ شده بود!» اما صدامون اونقدر بیروح و خشکه که انگار داریم یه متن رو از رو روزنامه میخونیم. و طرف مقابل قشنگ حس میکنه که دلمون با حرفمون یکی نیست؛ چون لرزش صدا و بیحسیِ نگاه، قصه رو لو داده.
رفیق؛ آدمیزاد یعنی شفافیت. ما هر چقدر هم بازیگرهای خوبی باشیم، باز هم روحمون از درزهای کوچیک بدنمون سرک میکشه بیرون.
یادت باشه صداقت، بیدردسرترین راهه: وقتی با خودت و بقیه روراست باشی، دیگه لازم نیست نگران باشی که نکنه یهو رنگت بپره یا سوتی بدی.
وقتی تو دلت همونی باشه که رو زبونته، صورتت باز میشه، اخمات باز میشه و چشمات یه جورِ قشنگی برق میزنه.
این حکمت خیلی ساده میخواد بهمون بگه: «عزیزِ من، اول دلت رو صاف کن تا صورتت ماه بشه و کلامت به دل بشینه.» چون دیوار پنهانکاری خیلی کوتاهتر از اون چیزیه که فکرش رو میکنی؛ چون همینکه یه لحظه که حواست پرت بشه، با یه نگاه یا یه کلمه، تمامِ اون چیزی که قایم کرده بودی، مثل آفتاب میزنه بیرون.
پس این حکمت در واقع یه هشدار مهربون هم هست که میگه:
دل رو درست کن…
چون صورت و زبون، دیر یا زود گزارش دل رو میدن.
آدم میتونه یه مدت نقش بازی کنه…
اما همیشه نه.
چهره خسته میشه.
زبان لغزش پیدا میکنه.
و دل خودش رو معرفی میکنه.
و یه حس قشنگ پشت این حکمت هست که میگه:
اگه نیتت پاک باشه، لازم نیست خیلی تلاش کنی که خودت رو خوب نشون بدی.
خوبی خودش از چشم و حرف و رفتارت بیرون میزنه.
اینو بیادگار داشته باش:
آدم بوی دلش رو میده…
چه بخواد، چه نخواد.
اللهم عجل لولیک الفرج الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم




