😍 #خواندنی | برای پرچم، برای ایران
💌 روایت امیرکبیر (قسمت دوم)
✍️ تکتم درهکی
همهچیز از یه پارچه شروع شد. درسته طلا و الماس نبود، ولی یه پارچه بود که وقتی رفت بالا، تازه معلوم شد جای ایران کجاست و کجا باید باشه.
🇮🇷 روزی که امیرکبیر دستور داد پرچم ایران بره بالای سفارتخونههای ایران در اروپا، بیغیرتا خندیدن و گفتن: «یعنی چی حالا؟ یه تیکه پارچهس!» انگار فرق پرچم و دستمال گردگیری را نمیدونن.
😤 ولی سفیر انگلیس نخندید. اخماش رفت تو هم؛ چون خوب میفهمید ماجرا چیه: پرچم یعنی «من هم هستم»، یعنی من و تو با هم فرقی نداریم و ماجرای ارباب و نوکر از این لحظه لغوه.
😏 انگلیس عادت نداشت این کلمهها رو از دهن ایرانی بشنوه. تا قبل از اون، بازی اینجوری بود: پرچم انگلیس تو تهران بالا بود، اما پرچم ایران تو سفارتخونههای خودش؟ نه…
✌️ #استقلال_یعنی_آزادی 5️⃣1️⃣
🔻 برای خواندن متن کامل به سایت یا #نرم_افزار_موبایلی نو+جوان مراجعه کنید👇
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=26010
اللهم عجل لولیک الفرج الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم




