جمعه , فوریه 20 2026

ندارد دختری اینگونه بابایی که من دارم یقین مریم ندارد این مسیحایی که من دارم

ندارد دختری اینگونه بابایی که من دارم
یقین مریم ندارد این مسیحایی که من دارم

در آغوشش میانِ آسمان‌ها سِیر می‌کردم
ندارد عرش هم عرش معلایی که من دارم

نه از من، نه علی اکبر، نه قاسم، نه عموعباس
دل از خلق جهان برده دلارایی که من دارم

شبی، یوسف به خوابش ماه دید و من پدر دیدم
ولی حسرت خورَد یوسف به رؤیایی که من دارم

به روی نیزه بابا می‌درخشی بر همه عالم
ندارد آسمان خورشید زیبایی که من دارم

به چشمه چشمه‌ی اشکم، تمام عرش می‌گرید
ندارد چشم اقیانوس، دریایی که من دارم

میان روز می‌سوزم، شبِ ویرانه می‌لرزم
ربوده طاقتم گرما و سرمایی که من دارم

چهل منزل صدا کردم تو را، حالا نگاهم کن
دگر نایی نمانده جز تمنایی که من دارم

بر این پایی که دنبالت دویده، مرهمی بابا
به کار من نمی‌آید دگر پایی که من دارم

تو را بالای نِی با یک جهان حسرت نظر کردم
دل سنگ آب شد از این تماشایی که من دارم

به جای دوش تو سر را به روی خاک بگذارم
یقین دارم دلت می‌سوزد از جایی که من دارم

یتیمت را پدر، با تازیانه ناز می‌کردند
ندارد داغداری این تسلایی که من دارم

گل رخسارم از باد خزان زخم است و پُر درد است
نشاید بوسه زد بر روی سیمایی که من دارم

همه گریند بر لالایی و اشک رباب اما
رباب از دیده خون گرید به لالایی که من دارم

✍️ #مجتبی_شکریان

________________________
#حضرت_رقیه
#قواعدالخطابه_خراسان
کانال تخصصی اصول و محتوای سخنرانی دینی
https://eitaa.com/qawaeidialkhitabh
┈••••✾•📚قواعدالخطابه خراسان📚┈••••✾•

   

دیدگاهتان را بنویسید