جمعه , فوریه 20 2026

خورشيدِ من‌ آمدی شبانه قدری بغلم کن عاشقانه

خورشيدِ من‌ آمدی شبانه
قدری بغلم کن عاشقانه

نشناختمت در اول‌ کار
نفرین خدا به این زمانه

کی زیر گلوت را عزیزم
اینطور بریده ناشیانه

تقصیر حرارت تنور است
این سوختگی‌ زیر چانه

امروز شبیه موی تو سوخت
آن موی بلند دخترانه

اوضاع مناسبی ندارم
چه خوب که آمدی شبانه

من که همه عمر رفته بودم
تنها به مجالس زنانه

رفتم وسط شرابخواران
کَت بسته، به زورِ تازیانه

“بَر” خورده به من، چرا نبوده؟!
برخوردِ کسی مودبانه

من دختر شاه عالمینم
دادند ولی به من‌ اعانه

در راه، شتر تکان نمی‌خورد
خوردم کتکی به این بهانه

هر بار طناب را کشیدند
خوردیم‌ زمین دانه دانه

من‌ سیر غذا نخوردم اما
خوردم‌ دل سیر تازیانه

افتاد سرت ز روی شاخه
افتاد سرم به روی شانه

هر سنگ که بر سر تو می‌خورد
می‌کرد به سمت ما کمانه

از خاطر من نمی‌رود… نه…
آن ضربه‌ی چوب وحشیانه

سالم لب من، لب تو زخمی؟!
واللهِ که نیست عادلانه

دیگر ز سفر بدم می‌آید
کِی می‌بری‌ام پدر به خانه

دیدی که ز شب هراس دارم
خورشیدِ من آمدی شبانه

✍️سروده گروه #یا_مظلوم

________________________
#حضرت_رقیه
#قواعدالخطابه_خراسان
کانال تخصصی اصول و محتوای سخنرانی دینی
https://eitaa.com/qawaeidialkhitabh
┈••••✾•📚قواعدالخطابه خراسان📚┈••••✾•

   

دیدگاهتان را بنویسید