جمعه , فوریه 20 2026

آیینه‌دار زینب و زهرا رقیه کوچک‌ترین انسیة الحورا رقیه

آیینه‌دار زینب و زهرا رقیه
کوچک‌ترین انسیة الحورا رقیه

پشت سرش بی‌شک دعای پنج تن بود
آدم اگر می‌گفت اول یا رقیه

خورشید در منظومه‌ی عشق حسینی
صد سال نوری راه دارد تا رقیه

جا داشت روی شانه‌ی کعبه اباالفضل
جا داشت روی شانه‌ی سقا رقیه

آرام‌تر از هر زمانی بود اصغر
می‌خواند تا بالا سرش لالا رقیه

پا بر مغیلان می‌نهد اما محال است
روی سر موری گذارد “پا” رقیه
**
این طفل بی آزار را آزار دادند
زجر بدی را دید در دنیا رقیه

زینب ز پا افتاد وقتی دید در راه
طفلان همه بر ناقه‌اند اِلّا رقیه

مقتل که می‌خواندم شبی با خویش گفتم
پیدا نمی‌شد کاش در صحرا رقیه

وقتی که پیدا شد خمیده راه می‌رفت
شد پیرتر از زینب کبری رقیه

حتی در اوج ضعف هم چیزی نمی‌خواست
جز دست گرم و بوسه‌ی بابا رقیه

دیدار حاصل شد ولی دستی نیامد
تنها سر آمد دیدنش اما رقیه…

حیرت زده پرسید: عمه این سر کیست؟
یاللعجب نشناخت بابا را رقیه!

خود را مرتب کرد تا در چشم بابا
باشد همان دردانه‌ی زیبا رقیه

از بوسه‌اش جان می‌گرفت، این‌بار اما
جان داد با بوسیدن لب‌ها رقیه

✍️ #علی_ذوالقدر

________________________
#حضرت_رقیه
#قواعدالخطابه_خراسان
کانال تخصصی اصول و محتوای سخنرانی دینی
https://eitaa.com/qawaeidialkhitabh
┈••••✾•📚قواعدالخطابه خراسان📚┈••••✾•

   

دیدگاهتان را بنویسید