شهیدی که امام رضا(ع) او را در کودکی شفا داد
🔹وقتی ابراهیم به دنیا آمد، پایش از ناحیه لگن آسیب دیده بود، خیلی اذیت میشد. ما بعد از چهل روز متوجه شدیم. آن زمان خیلی دکتر بردیم و گفتند که زمان تولد پایش از قسمت لگن آسیب دیده و ممکن در آینده برایش مشکل ایجاد کند و نتواند به درستی راه برود و یا بشیند، دکتر گفت: راه درمانی جز بستن کمربند فلزی نداره.
🔹من این کمربند رو یک روز بستم به پایش و زمانی که از مطب دکتر به خانه آمدیم، آنقدر ابراهیم بیقراری و گریه کرد و جیغ زد که منم طاقت نیاوردم و گریه کردم. کمربند فلزی را که خیلی سنگین بود باز کردم. همان موقع دلم شکست و به امام رضا(ع) متوسل شدم و از آقا شفای بچهام را خواستم.
🔹یا امام رضا(ع) از اعماق وجودم میخواهم که خودت شفای بچه من را بدهی: «گفتم من نمیتوانم تحمل کنم که ابراهیم بعدها بخواد بیرون برود و بازی کند ولی توان نداشته باشد! نمیتوانم کمربند را هم ببندم.
🔹خودت به او کمک کن. من به شما ایمان دارم و شفای بچهام را از شما میخوام.
🔹بعد از چند ماه تقریبا در ده ماهگی دیدم ابراهیم کمکم چهار دست و پا میره و میشینه و حتی زمان راه افتادنش زودتر از بچههای دیگهام بود! در این مدت من با امام رضا(ع) راز و نیاز کردم و شفای بچهام را از آقا خواستم که آقا خودش شفای بچهام را داد.
🔹مشکل ابراهیم کاملا برطرف شد و راه رفت. منم که نذر کرده بودم بچه را ببرم به پابوسی آقا همان موقع تدارک سفر به مشهد را دیدم و با حاج آقا راهی مشهد شدیم.
📚خاطرهای از مرضیه سلیمانی، مادر شهید
برگرفته از کتاب «اسمی از تبار ابراهیم»؛ روایت هایی از زندگانی شهید مدافع حرم ابراهیم اسمی
✅ابراهیم اسمی، عاشق ابراهیم هادی بود و همیشه در ماشین خودش کتاب سلام بر ابراهیم داشت و به دیگران هدیه وقف در گردش می داد. روح این شهید مدافع حرم را با صلوات شاد کنیم.
با شهید ابراهیم هادی همراه باشید👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
اللهم عجل لولیک الفرج الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم




