جمعه , فوریه 20 2026

اوایل دهه هفتاد بود که یک تاجر بزرگ

اوایل دهه هفتاد بود که یک تاجر بزرگ و مومن تهرانی گرفتار مشکلی شد. تنها پسرش که برای تحصیل به اروپا رفته و حالا برگشته بود، تصویری را به خانواده نشان داد و گفت: این دختر همکلاسی من در دانشگاه است و قرار است با او ازدواج کنم. پدر و مادر حسابی ناراحت شدند. پدر با عصبانیت گفت: تو نماز می خوانی. مگر نمی‌دانی ازدواج با یک غیر مسلمان صحیح نیست؟
هرچه می گفتند بی فایده بود. پسر پایش را در یک کفش کرده بود که یا این دختر، یا هیچکس!
هرچه پدر و مادر تلاش کردند بی‌فایده بود تا اینکه فکری به ذهن پدر رسید و گفت: بیا قبل از بازگشت، دو سه روزه به زیارت امام رضا برویم و بعد برو و هرچه صلاح می‌دانی انجام بده.
آنها به زیارت رفتند و از طریق یکی از مسئولین آستان قدس، برای مراسم غبارروبی دعوت شدند.
پدر و پسر اطراف ضریح ایستادند و مسئولین، مشغول نظافت داخل ضریح بودند.
پدر فکری به ذهنش رسید. جلو رفت و گفت کمی از غبار داخل ضریح را روی کاغذ ریخته و به من بدهید. خادمی که داخل بود کاغذ از لابلای اسکناس‌ها برداشت و کمی از خاک و غبار حرم را داخل آن ریخت. کاغذ را تا کرد و به این تاجر داد.
او هم کاغذ را در جیب پسرش قرار داد. پسر تاجر بعد از مراسم غبارروبی عازم هتل شد.
آن شب وقتی پدر به هتل آمد، متوجه اشک های پسرش شد و باتعجب گفت: چیزی شده؟!
پسر گفت: پدر این کاغذ را از کجا آوردی؟
پدر با تعجب گفت: کدام کاغذ؟
گفت همان که غبار حرم را داخلش ریخته بودی.
پدر گفت دیدی که من از خادم حرم آن را گرفتم. پسر جوان در حالی که منقلب شده بود گفت: آن کاغذ اینجاست. من با دیدن این برگه تصمیمم را برای ازدواج تغییر دادم و بعد برگه را به پدر داد.
پدر مشغول مطالعه شد. آنجا نوشته بود: یا امام رضا من دختری جوان و تحصیل کرده و دانشجوی دانشگاه تهران هستم، اما چون پدرم رفتگر شهرداری است کسی به خواستگاری من نمی‌آید. آقاجان خودتان همسری برای من انتخاب کنید.
در پایان نامه فامیلی خودش را نوشته و امضا کرده بود.
پدر و پسر هر دو منقلب شده و روز بعد به تهران برگشته و از طریق شهرداری مشخصات رفتگری با آن فامیلی را پیگیری کردند.
معلوم شد که فقط یک رفتگر به آن فامیلی ساکن جنوب تهران هست که دختر جوان دارد. آنها به خواستگاری رفتند.
خانواده دختر با دیدن آنها تعجب کرده و گفتند: چه کسی ما را به شما معرفی کرده؟
آنها نیز در جواب گفتند: امام رضا
این زوج سال‌هاست که در ایران زندگی می‌کنند و به برکت امام رضا زندگی خوب و فرزندان صالحی دارند.
(پیاده شده از نوار سخنرانی استاد معمار منتطرین)
📙با یاری خدا قصد داریم کتابی در مورد کرامات امام خوبی ها تدوین کنیم.
مطالبی بکر و تاثیرگذار از خورشید آسمان ایران.
🌷چهارشنبه های امام رضایی

با شهید ابراهیم هادی همراه باشید👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63

   

دیدگاهتان را بنویسید